X
تبلیغات
رایتل
** نتایج زنده **

یادداشت ویژه دربی؛ فیزیک یا متافیزیک/ وقتی سنگ کاغذ را می‌برد

 

فوتبال روز: بهترین و منطقی ترین حرف را در رابطه دربی مصطفی دنیزلی بیان کرد. دنیزلی بعد از برد گفت :"این تلفیقی از معجزه و واقعیت بود"

 

معجزه 

بازی پرسپولیس و استقلال از این نظر شبیه به معجزه است که یک تیم ده نفره بازی دو هیچ باخته را در عرض ده دقیقه سه،دو می برد.گلهای بازی را هم بازیکنی می زند که هیچکس تصورش را نمی کرد.

به نظر،تنها این دلایل برای معجزه دانستن نتیجه این بازی کافی نیست.اضافه کردن ضربه های زندی و یوسفی هم که از کنار دروازه پرسپولیس عبور کرد هم اثری ندارد چون همه اینها دلایلی کاملا فوتبالی هستند. 

 

درواقع برای رخ دادن این معجزه متافیزیکی ترین عوامل را می توان چند مورد دانست.پرسپولیس با مصطفی دنیزلی تا قبل از دربی خیلی نتایج خوبی نگرفته بودهرچند پرسپولیس واقعا بهتر از قبل بازی می کرد.روح تیمی پرسپولیس ،اتمسفر این تیم چیزی بود که روی طرفداران هر دوتیم تاثیر گذاشته بود.می گویند هرتیم شبیه مربی اش می شود.استیلی شاید مربی بدی نباشد اما نتیجه کارش در پرسپولیس بدترین عملکردی است که یک مربی می تواند داشته باشد.البته تحلیل شرایط خود استیلی در پرسپولیس نیز بحث مفصلی را می طلبد که بسیار هم می تواند آموزشی باشد. 

 

استیلی تقریبا در میان مربیان ایرانی یکی از کسانی است که بهترین و بالاترین مدارک فوتبالی را دارد.این خیلی خوب است اما همه چیز نیست.عشق به مربیگری احتمالا از استعدادهای یک نفر سرچشمه می گیرد و همین باعث می شود که خیلی چیزها در شخصیت یک مربی بوجود بیاید.درواقع مربیگری همه اش دانش فنی نیست،بخش زیادی از دانش این حرفه به شخصیت و ویژگیهای شخصیتی مربی مربوط می شود .مربی که  از ترس صورتش خیس عرق است،وقتی می آید کنار زمین با بازیکنانش حرف می زند انگار دارد از آنها درخواست می کند تا کاری را انجام دهند و خیلی مسایل دیگرتیمش هم می تواند تیمی با روح برنده شدن باشد.علی کریمی در زمان استیلی چون مسئولیت های دیگری خارج از تیم داشت نتوانست فوتبال بازی کند.نیم فصل اول برای علی کریمی که با انگیزه زیاد به پرسپولیس آمده بود ،بسیار فرسایشی بود.او باید نیمی از کارهای سرمربی را هم انجام می داد. 

 

اما دنیزلی تیمش هم شبیه خودش شده ،پرسپولیس الان تیمی است که یازده جنگجو را به زمین می فرستد.بازیکنان دوباره شخصیت بازی کردن در پرسپولیس را پیدا کرده اند.اگر دو تا عکس یا دو فیلم را بازیهای پرسپولیس در نیم فصل اول و نیم فصل دوم باهم مقایسه کنید به خوبی احساس خواهید کرد بازیکنان پرسپولیس چهره هایی کاملا ترحم برانگیز داشتند.افسرده و از نظر روحی ضعیف بودند.اما حالا وقتی وارد بازی می شوند ابروهای گره خورده و چهره هایی مصمم دارند.برای جنگ آمده اند.

فوتبال ،جنگ بدون اسلحه است.فوتبال مثل بوکس و ورزشهای رزمی است،فوتبال مثل شنا نیست.فوتبال درگیری بدون خونریزی  است ،البته که با تفکر.پرسپولیسی ها الان این تفکر را دارند و این روحی است که دنیزلی در کالبد تیمش دمیده. 

 

اینها باعث شد تا ازچند روز قبل از دربی طرفداران پرسپولیس مطمئن باشند تیمشان برنده خواهد شد.طرفداران پرسپولیس این جو را با خود به استادیوم آوردند .تیم تحت تاثیر این انرژی تاآخرین قوا می جنگد و می برد.دیدن پانزده دقیقه پایانی بازی نیروی عجیبی موجود در اتمسفر بازی را نشان خواهد داد. جو آن لحظات ورزشگاه آزادی جوی استثنایی بود. 

 

فوتبال

دنیزلی قبل از بازی پرسپولیس مقابل ذوب آهن به  یک نکته جالب اشاره کرد.او دررابطه با شناختی که از تیم ذوب آهن دارد گفت هیچ شناختی از ذوب آهن ندارم چون تازه آمده ام و نتونسته ام بازیهای دیگر تیمها را ببینم.و جالب تر اینکه اوگفت تنها روی بازی تیم خودش تمرکز کرده است. 

 

دنیزلی استقلال را هم نتوانسته بود به خوبی آنالیز کند.برعکس استقلالیها آنالیز فوق العاده ای از بازی پرسپولیس داشتند.آنها فهمیده بودند قدرت پرسپولیس در زمانی است که توپ را در اختیار و وقت لازم برای بازی سازی را دارد.پرسپولیس هافبک هایی ندارد که یک دو کرده و جا عوض کنند.او وقتی مازیار زارع را به جای بادامکی بازی داد بیشتر این فرضیه را کامل کرد که هیچ شناختی از استقلال ندارد.چون اگر می شناخت حتما می دانست که هافبک های استقلال هافبک هایی دونده و قدرتی هستند آنهم باوجود نبودن جباری این خط هافبک بطور کامل از بازیکنان دونده و درگیر تشکیل می شد.دنیزلی می توانست با بازی دادن با بادامکی که می تواند نقش محور را در هافبک پرسپولیس بازی کند،توپ بدهد و بگیرد،نفوذ کند،بجنگد و درگیر و در عین حال سری هم به محوطه جریمه هر دو طرف بکند خیلی راحت تر بازی را از استقلال بگیرد .اما دنیزلی زارع را گذاشته بود تا بتوان از شوتها و ضربه سرش استفاده کند.دنیزلی کاملا تیمش رافقط برای حمله کردن چیده بود و اصلا فکری هم برای دفاع نداشت. 

 

 این تقابل دو تیمی است که بازیهایشان شبیه رابطه کاغذ و سنگ است در سنگ ،کاغذ ، قیچی.استقلال برعکس پرسپولیس در میان 18تیم لیگ برتر بهترین تیم در بازی دفاعی است.در هجوم اما استقلال بشدت به توانایی های فردی بازیکنانش وابسته است و به همین خاطر رفتن مجیدی لطمه بزرگی به آنها زد.

پرسپولیس از نظر مهره اوضاع کاملا بهتری از استقلال داشت ،اتمسفر موجود هم به نفع این تیم بود اما چرا دو گل خورد؟ 

 

پرسپولیس بازی را خوب یا بهتر است بگوییم استقلال بازی را بد شروع کرد.استقلالیها هم تحت تاثیر جو عمومی قرار گرفته بودن.اما وقتی هافبک های استقلال با دوندگی کریمی و نوری را به کناره ها بردند ،زارع عملا تنها شد ومهره ای بلاتکلیف در وسط زمین شد.در این دقایق کار پرسپولیس شده بود توپهایی که هوشیار می زد ،به رحمتی یا مدافعان استقلال می رسید و دوباره روز از نو...

نیمه دوم اما پرسپولیس بدجوری غافل شد.آنقدر گل اول روحیه این تیم را تضعیف کرده بود که اولین توپی که استقلال آورد را خوردند.رفتار دفاع پرسپولیس در آن لحظات بشدت ابتدایی است.خبری هم از زارع نیست که باید پشت هجده قدم باشد. 

 

تعویض

مربی خوب را می توان از مهره چینی و تعویض هایش شناخت.دنیزلی در این زمینه عالی است.البته نه فقط به خاطر جبران سه گل ،بلکه به خاطر روند بازی.مهاجمان پرسپولیس در ترکیب اولیه بدترین بازیکنان زمین بودند.رضایی ،اولادی و نوروزی آنقدر بد بودند که کریمی ،نوری و زارع همیشه باید در میان تعداد زیادی استقلالی بدوند و تکل های الکی بزنند.آنها در دوندگی و بازی با توپ هیچ کمکی به پرسپولیس نکردند.دنیزلی این را خوب فهمید چون هر دو را تعویض کرد.اولادی کمی دونده تر بود اما مطمئنا اگر دنیزلی چهارتا تعویض داشت حتما اولادی را عوض می کرد.جالب است اولادی تا آمد به به خط هافبک کمک کند با یک خطای بی مورد اخراج شد! 

 

دنیزلی این را فهمید،هرچند ده نفره بود اما می دانست که باید از طریق خط میانی بازی را عوض کند.او مهدوی کیا را در نقش هافبک راست به زمین آورد.شاید این بهترین کار بود.او می توانست بادامکی را هم بیاورد اما مهدوی کیا سانترو نیروی گلزنی و هجوم دارد و بادامکی نه.مهدوی کیا با کمک کریمی فشار زیادی روی میثم حسینی آوردند که در نیمه دوم از طرف میداوودی و زندی حمایت نمی شد.شاید آنها بعد از دو گل بیخیال دفاع شده بودند و دوست داشتند بیشتر تمرکزشان روی گل های بعدی باشد اما فرضیه فوتبالی تر اینست که در فوتبال آسیا وایران بندرت تیمی را بتوان پیدا کرد که بتواند نود دقیقه تفکرو ریتم بازی دفاعی اش را حفظ کند(منظور از بازی دفاعی زمانی است که استقلال توپ را در اختیار ندارد.) 

 

البته دست مظلومی هم خالی بود و شاید حضور ساموئل حتی بیشتر از جباری در این بازی بدردمظلومی می خورد. بااینحال به نظر می رسد تعویض الونگ با یوسفی برخلاف آنچه مزدک میرزایی هم در حین بازی گفت کاملا اشتباه بود.پرسپولیس بعد از گل دوم کاملا به این نتیجه رسیده بود که مردن با دو گل یا چهار گل فرقی نمی کند،پس استقلال نیازی به نیروی هجومی بیشتر نداشت و می توانست با همان میداوودی،شریفات و برهانی ضدحمله های  خطرناک انجام بدهدیا لااقل یوسفی را به جای یکی از آنها بیاورد.با اینحال استقلال وقتی دیگر نتوانست بازی دفاعی اش را انجام بدهد باخت. 

 

ایمون زاید

گل اول .ایمون زاید سرعتی نیست اما روی گل اول وقتی استارت می زند پژمان منتظری از او جا می ماند.منتظری اما جز دفاعهای سرعتی ایران است.این گل حاصل چند اتفاق است.استقلال بی محابا به دروازه پرسپولیس حمله کرده بود.نوری چند متر جلوتر از هجده قدم خودشان یک پاس طولی بیرون پا می دهد.هیچ بازیکنی از استقلال در فاصله هجده قدم پرسپولیس تا هجده قدم خودشان نیست که مانع توپ شود.زایداما مهاجمی است که نشان داد کار خودش را بلد است.استارت او یک متر قبل از منتظری عالی و به موقع زده شد و تصور کنید به جای زاید در آن صحنه که رحمتی از گل بیرون آمده بود غلامرضا رضایی ،اولادی یا کاظمیان بودند.توپ یا توی صورت رحمتی می خورد و مصدومیت او نیم ساعت از وقت بازی را می گرفت یا اینکه سر از اوت کنار دروازه درمی آورد.زاید اما مثل دیگر مهاجمان گلزن، مثل خلیلی یا عنایتی خودمان تایمینگ درست ضربه زدن را داشت . 

 

گل دوم.کریمی که دارد خوب بازی می کند به مهدوی کیا که حرکت کرده پاس می دهد،سانتر مهدوی کیا وزاید که بین دو مدافع بلند قامت استقلال ضربه را می زند.در این صحنه جاگیری مدافعان استقلال خوب نبود اما جاگیری زاید هم عالی بود.او ضربه سرش را هم خیلی خوب است.

گل سوم.این گل تا پیش از اینکه توپ به زاید برسد یک نمایش فاجعه از مدافعان استقلال است.بادامکی دوبازیکن خسته استقلال را با توپ اینور و آنور می کند و عاقبت یک پاس زمینی و ارام می دهد،عمران زاده که خسته است مقابل بازی بدنی زاید کم می آورد.چرخش خوب و تایمینگ مناسب در زدن ضربه.

زاید نشان داد که مولفه های یک مهاجم گلزن را دارد حتی اگر تاآخر فصل دیگر هیچ گلی نزدند. 

 

فیزیک یا متافیزیک

از زمان اینشتین تا امروز همه چیز دراین دنیا نسبی است.انرژی و اتمسفر موجود ،روحِ بازی و...متافیزیکی هستند که در این بازی تاثیر گذار بوده اند اما منطق و علم می گوید که در یک بازی فوتبال مسایل فوتبالی بیشترین تاثیر را دارند.می توان اینگونه هم نگاه کرد که اگر کریمی آن توپی که داشت به اوت می رفت را نمی گرفت پرسپولیس گل اول را نمی خورد و شاید بازی روند دیگری داشت اما به نظر موضوع مهم اتفاقاتی است که رخ می دهند نه اتفاقاتی که می توانست رخ دهد. 

 

 

 

منبع:سایت گل 

 

 

 

                                                     

این صفحه را به اشتراک بگذارید