X
تبلیغات
رایتل
** نتایج زنده **

یادداشت ویژه:کروش، دنیزلی / فرزامی که فرق توپ و گردو را نمی داند

 

فوتبال روز: فقط باید نامت پرویز ونشانت مظلومی باشد تا بتوانی زل بزنی به دوربین و بگویی مربیانی در ایران داریم که اگر از کروش بالاتر وبهتر نباشند کمتر هم نیستند!

 

فقط باید «فرزامی» هیئت مدیره آبی ها باشی تا بتوانی دنیزلی رادر حد یک گوینده ببینی و دوران فوتبالش را تمام شده بپنداری و بعد برای اثبات این نظریه سقراط گونه این نام های برتر از افندی را ردیف کنی: درخشان، استیلی، خاکپور و پیروانی! یک جام این چهار نفر را یادآوری کنید. فقط یک جام. یکی یعنی این...دستم را نگاه کن! راه دوری نرویم؛دومین گزینه اش بهتر از همه آنها می تواند پای ایده آقا فرزامی امضای تایید بگذارد! 

 

راستی که در همین حرف زدن هاست که می توانیم با کمی کنکاش یا حتی گاهی از فرط عریانی بدون کنکاش، به علل عقب افتادگی فوتبالمان برسیم. فوتبال ما مدیون مظلومی و فرزامی است که اینگونه به ما از دلایل ناکامی های بین المللی مان می گویند وهزار راه رفته را نشانمان می دهند. 

 

دنیزلی باید همین امشب چند متر طناب بخرد و خود را حلق آویز کند و کروش باید مانند شاگردی مطیع پای تخته سیاه پرویز خان بنشیند و تلمذ کند. آری ؛ اینجا ایران است؛ کروش ودنیزلی هایمان هم بسیارند. باور ندارید رزومه همین مظلومی را مرور کنید یا سراغ فرزامی بروید تا برایتان از نظرات فنی اش بگوید. 

 

فوتبال ما نه از سر سهو که عامدانه مقابل هر تحولی ایستادگی می کند. مربیانمان عمدتا" برای نشان دادن اتفاقات و صحنه های خاص یک بازی نه به PowerPoint  اعتقادی دارند و نه طرح های گرافیکی را می شناسند.. زبان بین المللی هم که تعطیل! ما کاریکاتور خنده دار فوتبال حرفه ای هستیم .خودی ها اما هنوز ماژیک به دست پای وایت برد- که بعضی هایشان تخته سیاهش می خوانند- می ایستند و نوشته های اشتباهشان را با پشت دست چپ پاک می کنند! به همین دلیل است که وقتی یکی مانند جلالی کار با کامپیوتر را بلد است، این می شود لقبی برای او که هر بردش را با اصطلاحی کامپیوتری وهر باختش را به هنگ کردن وتعویض ویندوز تفسیر می کنیم وتیتر می زنیم. 

 

در چنین آوردگاهی، کروش باید تسلیم محض باشد و دنیزلی سوابقش را در کارگاه کوزه گری به کار بگیرد واینچنین بوده که کخ و بلاژ و ایویچ و حتی کرانچار هم برای این که در فوتبالمان دوام بیاورند ناچاربودند « علی اصغری» بیاندیشند ونیاندیشند تا حالا جانشینان خلفشان همین هایی باشند که ساز ناکوکشان گوش آزار است. 

 

عجیب نیست اگر چند روز دیگر کروش را هم در قابی ببینیم که یک پایش را روی تخت یکی از دیزی سراهای سنتی جنوب شهر دراز کرده و دیزی را با پیاز مشت شکن تناول می کند و از دست های پشت پرده می گوید که چه ها نمی کنند! 

 در وتخته مان را نه با میخ که با میخ طویله به هم پیوند زده ایم. خدا کند این لولاها از هم باز نشود که شاید بازهم ناچار شویم خشایار مستوفی را در ورزشگاههایمان تشویق کنیم. 

 

تصورمان براین بود که بعد از آن جمله حماسی پرویز خان پس از بازی با بحرین که ده نفره شدن آن تیم در ثانیه های ابتدایی را علت 6تایی شدنشان  دانست و بعد که همین اتفاق برای خودش مقابل مس سرچشمه افتاد وبرای بردن جان به لب شد، او همبازی هم قد خود را پیدا کرده وکمتر سر به سر مرد پرتغالی بگذارد اما نه، انگار از شیرینی این بازی برای عضو هیئت مدیره باشگاهش هم گفته که حالا آقا فرزامی تمایل به بازی «نون بیار کباب ببر» با مصطفی پاشا کرده است. دارد کم کم و دور همی خوش می گذرد.ما هم بازی رفیق! 

 

 

 

عبدالصمدابراهیمی  

 

 

                                                     

این صفحه را به اشتراک بگذارید